شاعرانه

خرید بک لینک
از سر زلف تو پیداست که "سر" می خواهی از فروپاشی یک شهر خبر می خواهی عشق، میدان جنون است نه پس کوچه ی عقل دل دیوانه مهیاست! اگر می خواهی.. میوه ام عزت و آزادگی ام بود که رفت از تهی دستی یک سرو، ثمر می خواهی؟ شاخه ی خویش شکستم که عصایت باشم تو ولی از من افتاده، تبر می خواهی عطر گیسوی تو تا ملک سلیمان رفته ست زلف وا کرده ای و شانه به سر میخواهی "مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز"! مصلحت شاعرانه...

ما را در سایت شاعرانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 0:55

صفحه بندی